دوشنبه 6 مرداد 1393

به پایگاه اینترنتی آثار تالیفی داریوش شهبازی خوش آمدید. تمامی مطالب این سایت تحت حمایت قانون « حقوق مولفين » میباشد. هرگونه سوء استفاده به هر شکلی يا انتشار مطالب در سایتها یا نشریات بدون کسب اجازه از مولف و بدون ذکر منبع اکيدا ممنوع است. استفاده از مجموعه مقالات بصورت یکجا ممنوع میباشد.

 

صفحه اصلی arrow مقالات و عناوین arrow قلعه ارامنه(کلیسای میناس)

قلعه ارامنه(کلیسای میناس)

قلعه ارامنه
قلعه ارامنه  مجاور ضلع شمال شرقی ده ونک قرار داشت که امروز آثار اندک باقی مانده از روزگار قدیم را دارد کم کم از دست می دهد.این قلعه در مجاورت ضلع غربی باشگاه کنونی آرارات متضمن کلیسایی قدیمی قرار دارد. دردهستان سولقان که از ۱۶ آبادی تشکیل شده‌است،نیز روستایی با نام «قلعه ارامنه» وجود دارد،که موضوع این بررسی نیست.
«...در گذشته دهی بود جزوبخش شمیران شهرستان تهران واقع در 4هزار گزی باختری تجریش متصل به ونک .سکنه آن 200تن بود . اهالی از آب قنات و در بهار از آب رودخانه اوین درکه استفاده می کرد.محصولات آنجا غلات و بنشن و اسپرس و شغل اهالی زراعت بودجوانان ده در تهران مکانیکی خودرو می کردنددر تابستان ها 50خانوار برای استفاده از هوای خنک به این روستا می آمدند.صنایع دستی زنان ژاکت  و شال بافی بود»/فرهنگ جغرافیایی ایران ج1.
در دوره ناصرالدین شاه ونک و قلعه ارامنه جزو آبادی‌های خالصه بود و میرزا یوسف مستوفی‌الممالک آن را از شاه خرید و با حفر چند رشته قنات‌، درآبادی آن‌جا کوشید.
ونک از سده‌های گذشته تا ۳۰-۴۰ سال اخیر دوپاره بوده است‌. یک پاره‌، ونک ارامنه نامیده می‌شد که بخش شرقی ونک را در بر می‌گرفت و قلعه ارامنه در مرکز آن بود که پیرامونش کشاورزی و باغ‌داری رونق داشت‌. هنوز هم قلعهٔ ارامنه و گورستان ارمنیان در همین بخش وجود دارد. گورستان کهنه ارمنیان اکنون به باشگاه آرارات پیوسته و متصل به بخش جنوبی آن است‌. پاره دیگر ونک‌ مستوفی نامیده می‌شد که بخش غربی ونک را در بر می‌گرفت و از آن‌، ده کنونی ونک و اراضی کشاورزی و باغها باز مانده است‌. گور مستوفی‌الممالک نیز در ونک است.
ارامنه ساکن روستای ونک این کلیسا ی قلعه ارامنه را به سال 1875 (؟)میلادی برای انجام فرایض مذهبی خود ساخته اند.
در روزنامه همشهری شماره 101سال1385 مطلبی در باره این قلعه درج شده:
«...به فاصله کوتاهی پشت برج قلعه اي است معروف به قلعه ارامنه پيرمردي كه سال هاست در اطراف قلعه زندگي مي كند مي گويد:
 «درگذشته فقط ارامنه در قلعه زندگي مي كردند ولي حالا مسلمان ها هم در قلعه زندگي مي كنند.»
به قلعه نگاه مي كنم. قلعه مرا به ياد يك راه طولاني با بناي اسطوره اي و ديوارها و راهروهاي پيچ در پيچ و خاكي مي اندازد...
آنچه از قلعه باقي مانده
قلعه يك راه ورودي در قسمت جنوبي دارد. بر ديوار غربي آن روي پلاكاردي نوشته شده:
 «قلعه ارامنه» از بالا كه نگاه مي كني زمين مربع شكل بزرگي است كه در آن خانه ها در امتداد خطوطي به شكل صليب ساخته شده اند. وسط قلعه كليساي معروف «ميناس مقدس» قرار دارد. بيشتر خانه ها، ساختمان هاي جديد چندطبقه هستند. در كنار آنها برخي خانه هاي قديمي نيز با ديوارهاي كاهگلي و درهاي چوبي به چشم مي خورند. تنها ميراث هاي باقيمانده از قلعه، بناي مخروبه اي است در قسمت شرقي قلعه كه در ابتداي ورود به چشم مي خورد، با ديواري كاهگلي و فروريخته و دري چوبي كه طرح زيبايي دارد. در قسمت غربي قلعه نيز برج مدور سيماني است كه در حال حاضر مسكوني است. دورتادور برج پيچكي خشكيده به چشم مي خورد. برج ترميم شده و دواتاقك نيز به آن اضافه كرده اند. روي در ورودي برج نوشته شده پلاك سه. كليساي ميناس مقدس نيز از بناهاي تاريخي بجا مانده از قلعه است كه در سال ۱۳۸۱ به شماره ثبت چهارهزار و ۶۸۰ به آثار ملي پيوسته است.
قلعه ارامنه چگونه بوجود آمد
ناصرالدين شاه وزير خود حاج «ميرزاآغاسي» را مأمور كرد تا ارامنه را به تهران بياورد. حاج ميرزاآغاسي در سال ۱۱۰۸ شمسي مطابق با ۱۸۳۰ ميلادي سيزده خانواده ارمني را از دهات چهارمحال و بختياري به اطراف تهران (مكان فعلي قلعه ارامنه) آورد. آنها مردماني زارع و دامدار بودند. در دستنوشته هاي بجا مانده از «ميكائيل هارطونيان» كه حدود هشتاد سال پيش كدخداي قلعه ارامنه بوده، آمده كه از سيزده خانواده حدود چهار خانواده به مناطق اطراف يعني دروس و تلو و ... مي روند. خانواده   هاي باقيمانده نيز مدت دو سال در چادر، كنار چشمه اي كه در محل باشگاه آرارات فعلي قرارداشته به سختي با پرورش گاو وگوسفند زندگي مي كنند تا خانه هايشان را در محل قلعه فعلي مي سازند. بعد از حاج ميرزاآغاسي، ميرزا «يوسف مستوفي الممالك» كه مالك آن زمين ها بوده آنجا را به ارامنه مي بخشد. ارامنه خانه هايشان را با خشت و گل مي سازند و طبق دستنوشته هاي ميكائل هارطونيان كنار هر خانه اي طويله  اي وجود داشته است. زمين هاي اطراف نيز زمين هاي كشاورزي و باغات مستوفي الممالك بودند كه ارامنه به عنوان رعيت هاي مستوفي در آن زمين ها كار مي كردند. اطراف ارامنه مسلمان ها زندگي مي كردند. ارامنه براي اينكه بتوانند راحت باشند دورتادور خانه هايشان ديواري مي كشند كه داراي چهار برج در چهارطرف اصلي بوده است. بدين صورت قلعه ارامنه به عنوان اولين روستاي ارمني نشين نزديك تهران شكل مي گيرد. داخل قلعه حدود ۵۰ خانواده ارمني زندگي مي كردند. شب ها در چوبي قلعه را مي بستند و هر صبح آن را باز مي كردند.
ماجراي آوردن انجيل به قلعه
زماني كه ارامنه در چادر زندگي مي كردند كليسايي نداشتند. ناصرالدين شاه ۳۰۰تومان به ارامنه مي دهد تا كليسا بسازند. در دستنوشته هاي ميكائيل هارطونيان آمده كه دو پسر عمو به نام هاي «گالوس هوسپيان» و «خوداقلي هوسپيان» از قلعه مأمور مي شوند تا انجيل را به كليسا بياورند. آنها پاي پياده به «خرقان»، مكاني بين همدان و قزوين مي روند. زمان بازگشت پسرعموها، ارامنه با مراسم مذهبي و روشن كردن كندور از آنها استقبال مي كنند چون هنوز كليسا ساخته نشده بود پسرعموها مدت پنج سال انجيل را در خانه خود كه مقابل كليسا بود نگاه مي دارند. مردم نيز مراسم مذهبي خود را در اتاقكي روبروي آن خانه انجام مي دادند. بعدها همزمان با پايان كار كليسا، انجيل را داخل كليسا مي برند و مستوفي الممالك نيز يك صليب به كليسا هديه مي كند كه هنوز هم در كليسا وجود دارد روي آن حك شده: «مستوفي الممالك، كليساي ونك، شهرذيقعده الحرام، سنه ۱۲۷۸(؟).»
مدرسه قلعه ارامنه
در حياط كليسا اتاقك هايي وجود داشت كه مدرسه ارامنه در آنجا تشكيل مي شد. اولين معلم هاي مدرسه به ترتيب عبارت بودند از «هوانس هوانسيان»، «وروريان خورن»، «واهاك آواكيان» و «ليدوش آواكيان.» حدود ۴۵ سال پيش امتياز مدرسه قلعه ارامنه را به مدرسه عالي شان پشت سفارت روس مي دهند. در حال حاضر در كليسا مدرسه اي وجود ندارد و بيشتر اتاقك ها خالي هستند. در دو اتاقك نيز خادم هاي كليسا زندگي مي كنند. يكي از اهالي قديمي قلعه كه در همان مدرسه درس خوانده مي گويد: «آن زمان رفتن به مدرسه و ادامه تحصيل در بين ارامنه از اهميت خاصي برخوردار بود. اكثر ارامنه تحصيلات بالايي داشتند. دخترها و پسرها با هم به مدرسه مي رفتند در كلاس كه من درس مي خواندم ۳۰ پسر و پانزده دختر حضور داشتند.
جنگ جهاني دوم و قبر دختر سفيرروس
زمان جنگ جهاني دوم، قلعه ارامنه يكي از دهات ارمني نشين پيشرفته بود. چون مالك آن (مستوفي الممالك) از رعيت هاي خودطرفداري مي كرد بنابر اين نسبت به مناطق ديگر وضع خوبي داشت. زمان جنگ از نظر مادي در رفاه بودند. در دستنوشته هاي ميكائيل هارطونيان آمده كه زمان جنگ مردم قلعه ارامنه ۲۵۰ تومان پول از خزانه كليسا به دهات اطراف مي بخشند. به گفته اهالي قديمي قلعه، زمان جنگ بسياري از ارامنه از قلعه رفتند و آنها كه باقي ما ندند از ترس حمله به قلعه آذوقه، اكله و هر آنچه داشتند را به كليسا بردند. (در كليسا بسياري از قبرهاي افراد سرشناس ارامنه وجود داشت كه در حال حاضر نيز وجود دارد) آنها آذوقه را در اتاقكي كه زير قبر دختر سفيرروس است پنهان كردند. در حال حاضر قبر دختر سفير روس هنوز در حياط كليسا وجود دارد.
با قديمي ترين ...
وارد خانه «شاكه زرگريان» كه مي شوي مي تواني به خوبي احساس كني در خانه يك فرد مسيحي هستي. نوع آرايش خانه نشان از فضاي مسيحي دارد. هنگام صحبت با شاكه زرگريان صداي زنگ كليسا به گوش مي رسد. او دختر كدخداي قلعه ارامنه است. پدر او سال هاست فوت كرده. او كه حدود ۵۰ سال است در قلعه زندگي مي كند، مي گويد: «در حال حاضر در قلعه حدود ۳۰ خانواده ارمني و بيست خانواده مسلمان زندگي مي كنند. مذهب ارامنه اي كه در قلعه هستند گريگوري است.»
به گفته او درگذشته قلعه ارامنه كدخدا داشته و مردم او را انتخاب مي كردند. ... با شاكه زرگريان در كوچه پس كوچه هاي قلعه ارامنه قدم مي زنم. او از آن روزها مي گويد، از خيلي قديم، از آب چشمه اي كه قلعه از آن سيراب مي شد، از قلمستان و ... . فكر مي كنم در شهر تهران در همين محله خودمان چه مكان هايي وجود دارد براي ديدن، براي اينكه يك لحظه به اعماق تاريخ فرو روي و به زمان هاي دور بروي...
وارد برج كه مي شوم دالان كوتاه پيچ در پيچ است. داخل آن را بازسازي كرده اند... »

منوی اصلی

صفحه اصلی
مطبوعات و رسانه
مقالات و عناوین
فرهنگ تاریخ تهران
برگ هایی از تاریخ تهران
تاریخ سکه
پیشینه تهران قدیم
تهران امروز
گالری
ارتباط با مولف
خرید کتاب

جستجو
حاضرین در سایت
4 میهمان حاضرند
آمار بازدید ها
امروز311
دیروز337
تا کنون1559134

© Copyright 2008 DARIOUSH SHAHBAZI . All rights reserved.